فاطمه ناز فاطمه ناز ، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره
حنانه یاسحنانه یاس، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

✿فاطمه ناز ثمره عشق من و حامدم✿

اخبار این مدت که گذشت (البته با تاخیر)

قسمت دوم و حالا ادامه داستان بعد از رفتن خاله رقیه یهو به سرم زد که اگه تو ماشینشون جا داشته باشن من و فاطمه نازم باهاشون بریم ساری تا عزیز جون و بابا جون و عمه کوثر و عمو محمد دخترم و خانومو متین جون و سایر فامیل فاطمه ناز و ببینن . آخه همزمان با زایمان من عزیز جون (مامان آقایی) حالش بد شده بود و خدا رو شکر سکته رو رد کردن اما متاسفانه چشماشون خونریزی کرده بود و مجبور شده بودن عمل کنن واسه همین نتونستن بیان مشهد و فاطمه ناز و ببینن و خیلی بی تابی میکردن . خلاصه پس از مشورت با آقایی و مامانم قرار شد به خاله بگم تا در صورت امکان ما همسفرشون شیم . فرداش که شد به خاله جون تلفن کردم و خاله هم از پیشنهادم حسابی استقبال کرد اما همه با هم قرا...
5 فروردين 1392

اخبار این مدت که گذشت (البته با تاخیر)

قسمت اول   با سلام خدمت همه ی شما نی نی جونیای ناز و مامانای گل شرمنده که به دلیل گرفتاری و مشغله زیاد نتونستم زودتر از این آپ کنم به خاطره زمان زیادی که گذشته خیلی همه ی جزییاتو یادم نمونده خلاصه شو واستون میگم که به این شرح می باشد از ٢٠/١٠/١٣٩١ تا ٣/١١/٩١ امتحانات داشگاه از ٢٧/١٠ تا ١/١١ روضه های خونه آقا جون (بابای خودم) ٣/١١ آخرین امتحانم بود که عصرش دوست جونیامون تلفن زدن که فردا صبح از تهران راه میفتن و تا عصر میرسن مشهد و با این که هنوز خستگی روضه های آقاجون از تنمون در نرفته بود ولی خیلی خوشحال شدیم و قرار شد واسه شام چهارشنبه شب بیان خونمون . جاتون خالی بعد از ...
10 اسفند 1391

سه ماهه شدنت مبارک هستی من و بابا

سه ماه از حضورت تو زندگیمون به خوبی و شادی میگذره و من و بابایی مسروریم از داشتنت خدای بزرگ و مهربون همیشه سلامت نگهت داره واسمون الهی شیرین عسلم   . .  . میدونم خیلی دیر اومدم اما باور کنید وقت نکردم و بعدشم نتم خراب بود در اولین فرصت آپ میکنم  ...
3 اسفند 1391

دو ماهه شدنت مبارک هستی من و بابا

چقدر زود روزا میگذرن و ازشون فقط خاطرات باقی می مونه . خاطره هایی که شاید دیگه هرگز تکرار نشن , دو ماه با همه ی شیرینیا و بی خوابیاش مثل برق و باد گذشت و عزیزترینمون دو ماهه شد . تو این مدت لحظه هایی رو تجربه کردم که قابل وصف نیستن و فقط می تونم بگم از روزی که مادر شدم لذت بخش ترین حس دنیا رو دارم . در کناره هم نفسه زندگیم و میوه ی عشقمون خوشبخت ترینم و از خدای بزرگ واسه همه ی داده ها و نداده هاش متشکرم .   خدا جونم خودت حافظ و نگهداره حامد و فاطمه نازم باش            ...
3 بهمن 1391

20 روزگیت مبارک

امروز پنجشنبه ٢٣ آذر ١٣٩١ دختر گلم فاطمه ناز خاتون مامان ٢٠ روزه شد .   ٢٠ روزه پیش یعنی ٣ آذر نازگل من تو غروب جمعه بعد از ٦ ساعت و ٢٥ دقیقه سخت و عذاب آور واسه مامانش در ساعت ٦:٢٥ عصر به دنیا اومد و زندگیه منو بابا جونشو پر از شادی کرد . فاطمه ناز من الهی که خدا عمر با عزت و طولانی همراه با سلامتی بهت بده ...
23 آذر 1391

لحظه های ناز با فاطمه ناز

الهی که مامان فدای دستای کوچولوت بشه نازنینم عاشق عشق بازی های تو و دخترمونم همه کسم وقتایی که فاطمه ناز باباییشو حسابی خسته میکنه دو تایی اینجوری خوابشون میبره خیلی دوست دارم دختره نازم فاطمه ناز بانو فقط بغل باباییشو دوست داره و آروم میگیره خدایا ممنونم واسه همه ی مهربونیا و لطفت به من فقط باید بهش خنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدید آرامش قلب من و بابا جون تویی دختره خوشگلم لبای کوچولوتو مامان بخوره شیرین عسلم الهی قربون اون خنده ی ناز و ملیحت برم فاطمه ناز خاتون عسلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم هر چی بگم از کارا و شیرین...
20 آذر 1391

قند عسل مامان و بابا

فاطمه ناز خانوم بعد از چند روز سخت و پر از استرس و دلهره برای مامان و بابا بالاخره به لطف خدا و سلامت در غروب جمعه 3 آذر ساعت 18:25 مصادف با شب تاسوعای حسینی (8 محرم) متولد شد .   گل دخترم تولــــــدت مبارک . . . حالم خیلی خوب نیست بعدا شرح کامل و میذارم . ...
8 آذر 1391